وبلاگ نویسان قالب وبلاگ وبلاگ اسکین قالب میهن بلاگ
سفارش تبلیغ
صبا
[ و چون از صفین باز مى‏گشت ، به گورستان برون کوفه نگریست و فرمود : ] اى آرمیدگان خانه‏هاى هراسناک ، و محلتهاى تهى و گورهاى تاریک ، و اى غنودگان در خاک اى بى کسان ، اى تنها خفتگان اى وحشت زدگان شما پیش از ما رفتید و ما بى شماییم و به شما رسندگان . امّا خانه‏ها ، در آنها آرمیدند ، امّا زنان ، به زنى‏شان گزیدند . امّا مالها ، بخش گردیدند . خبر ما جز این نیست ، خبرى که نزد شماست چیست ؟ [ سپس به یاران خود نگریست و فرمود : ] اگر آنان را رخصت مى‏دادند که سخن گویند شما را خبر مى‏دادند که بهترین توشه‏ها پرهیزگارى است . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :21
بازدید دیروز :23
کل بازدید :162061
تعداد کل یاداشته ها : 119
97/8/24
10:18 ص
موسیقی

   محک دوستان،مرگ وزندگی

   5سال پیش ،حدود15روز دربیمارستان و6ماه درمنزل بستری شدم.دراین مدت،تعدادی ازدوستانم که خیلی روی اوناحساب می کردم،کارخاصی به جزملاقات دربیمارستان ومنزل انجام ندادند(که البته درهمین حدهم ازلطفشون متشکرم) وبعضی هاشون هم کمک زیادی کردند.بعضی هاشون هم اصلاً به ملاقاتم نیامدندکه شایدگرفتاری خاصی داشتند،ولی درهرصورت به عیادتم نیامدند.

     امانکته ی جالب این بودکه برخی ازدوستانم که اصلاً روی اوناحساب نمی کردم،بیشترین کمک رابه من کردندوداروهایی راکه درشهرخودمون پیدانمی شد،ازشهرهای دیگربرام تهیه کردندوخریدند.

     تجربه کردم که درموارد زیادی،امید مابه«آنچه  ازآن ناامیدیم»،بایدبیشترباشد«ازآنچه به آن امیدواریم».

    نکته ی دیگری که فهمیدم این بودکه:مامعمولاًاحساس می کنیم که اگه بمیریم،فاجعه ای سهمگین رخ خواهددادوعالََم به هم می ریزه وزندگی همه ی اقوام وخویشان ودوستان وآشنایان مختل می شه،امامن متوجه شدم که هرچه قدرهم که محبوب باشیم،مرگ ماچندان هم مخلّ زندگی نخواهدبودودرواقع آب هم ازآب تکان نخواهدخوردوزندگی همچنان جریان خواهدداشت.

     اماهرگزنمیردآن که دلش زنده شدبه عشق

عشق به خداوخلق خداهمواره دردلهاماندگارخواهدبود.

     


  

موفقیت درنویسندگی نسبی است وقله ها وافق های نویسندگی بسیارند

چندین سال دردوره های نویسندگی(نظری-عملی)،ویراستاری،عروض،روش تحقیق،نقدادبی،داستان نویسی و...شرکت کردم وتمرین زیادی انجام دادم تابالأخره اولین نوشته ام راکه متنی ادبی-عرفانی بود،برای چاپ،به یکی ازمجلات پرشمارکشوری ارسال نمودم.

      پس از8ماه انتظار،یکی ازدوستان خبردادکه مقاله ام رادرشماره ی جدیدآن مجله دیده است.

      من بلافاصله خودم رابه اتاق مطبوعات مدرسه مون رسوندم ومجله روپیداکردم.فهرست مطالب رامرورکردم.مقاله ام راپیداکردم.

      ازشدت شوق وشعف،5بارمقاله ام رومطالعه کردم وازاین که زحمات وتلاش هاوتقلاهای شادمانه ی چندین ساله ام به نتیجه رسیده بود،خیلی خوشحال شدم.

      چاپ این مقاله ام باعث شدکه تشویق شدم و مقاله ی مفصل دیگری نوشتم ودرهمان مجله در4شماره جداگانه چاپ شد.7کتاب ویرایش کردم وچاپ شد.10مقاله هم درسال های بعددرمجله ی دیگری به چاپ رسوندم وامسال 20تاازمقالاتم چاپ شده و5مقاله ی دیگردارم که تصویب شده وهرماه دومقاله ام دریک مجله به چاپ می رسدومسؤلین نشریه به من گفتندباتراکم مقالات شمامواجه شده ایم؛به همین خاطربامدیران مسؤول برخی دیگرازمجلات هماهنگ کرده ام که بعضی ازمقالاتم رابرای چاپ به آن هابفرستم.4کتاب هم آماده ی چاپ دارم که درفرصت مناسبی چاپ خواهدشد.

     یادم هست که برای حضوردردوره تخصصی تحقیق،یک سال هفته ای یک بار،مسافت 400 کیلومتری راطی می کردم وبرمی گشتم.الآن خیلی خوشحالم وخداراشکرمی کنم که توفیق دادبه یکی ازاهداف مهمم - که نویسندگی بود-به اندازه ی موردقبولم برسم وبتوانم درراستای ترویج اندیشه های اسلامی بکوشم وزبان کسانی باشم که ازبیان سخنانشان ناتوان هستند.وبعدتوفیق تدریس روش تحقیق ونویسندگی نصیبم شدو...الحمدلله.ومابنامن نعمة فمنک.

 

 


  
پیامهای عمومی ارسال شده
+ وقتی مسیرزندگی درلابلای هزاران پیرایه ی غیرضروری گم می شود،ماازدیدنِ سیمای واقعی زندگی،ناتوان می شویم وعمرمان درمسیری که مطلوب مانیست،سپری می گردد.
+ سلام ازهمه دوستانی که دراین مدت لطف کردندوبرای من پیام فرستادند،متشکرم
+ سلام